از تاریخ انقلاب با تمام توان دفاع می کنیم / مراقب باشیم گرفتار تحلیل های پوچ نشویم
از تاریخ انقلاب با تمام توان دفاع می کنیم / مراقب باشیم گرفتار تحلیل های پوچ نشویم
آینده را با قضایای حقیقیه ای می سازیم که مستقیما از بستر فکر و اندیشه امام گرفته ایم.

سید حسن خمینی با بیان اینکه اجتهاد در اندیشه امام نقد اندیشه امام نیست، افزود: اجتهاد در اندیشه امام یعنی ما نسبت به مبنای امام همان کاری را کنیم که امام نسبت به مبنای امام صادق(ع) می کرد. امام در مکتب امام صادق(ع) اجتهاد می کرد. یعنی روزگار را ببین و قواعد را بشناس و زمان را ببین. این امام تاریخ ساز و مبنای سیاسی امام می شود. اگر ما باشیم و امام تاریخی، هنوز باید با آل سعود در سال 67 می ماندیم. سال 70 مرحوم ابوی ما نماینده ولی فقیه در بعثه شد و بعد امیر عبدالله در تهران خدمت مقام معظم رهبری رسید، اما باز دوباره دعوا شد و روابط قطع شد! قضایای خارجیه در قالب منافع و مفاسد زمان خود تعریف می شود.

به گزارش جامعه خبری «بهارستان آنلاین» ؛ حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در تجدید بیعت جمعی از روحانیون با آرمان های امام خمینی(س) گفت: در اصول فقه بحث معروفی وجود دارد که قضایا را به دوگونه تقسیم می کند؛ یک دسته قضایای خارجیه و نوع دیگر قضایای حقیقیه. البته انواع دیگری از قضایا هم در اصول مطرح است که از علم منطق وام گرفته اند.

یادگار گرانقدرامام راحل تصریح کرد: قضایای خارجیه درباره اتفاقاتی است که اکنون افراد و مصادیق مربوط به آن موجود هستند. مثلا وقتی من می گویم قمی ها شیعه هستند؛ می خواهم بگویم کسانی که الآن در قم موجودند شیعه هستند و یا در روایات داریم که «اگر قمی ها نبودند دین ضایع می شد»؛ اینجا مراد همان قمی هایی است که در آن روزگار بوده اند. اما دسته دوم قضایای حقیقیه هستند که موضوعشان افراد محقق الوجود یا مقدّر الوجود هستند. مثلا وقتی می گویید انسان کرامت دارد، نمی خواهید بگویید «الآن» این طور است؛ بلکه منظوری کلی دارید.

وی ادامه داد: برخی از علوم قضایای آنها خارجیه و تاریخی است. از جمله این علوم، تاریخ است. مثلا وقتی در تاریخ خوانده اید که لشکر ایران در سال فلان لشکر روم را شکست داد، آن مقطع زمانی خاص را هدف گرفته اید و در حال روایت اتفاق هستید. اما وقتی می گویید در کربلا مظلومین به شهادت رسیدند این قضیه حقیقیه نیست؛ آن اتفاق خاص مدنظر ما است. اما نوع دیگر از علوم قضایای آنها حقیقیه است و آن بحث های فقهی و اصول است. مثلا وقتی می گوییم نماز صبح واجب است نمی خواهیم بگوییم الآن واجب است و صد سال دیگر واجب نیست.

سید حسن خمینی اظهار داشت: امام شخصیتی است که از جهات بسیار زیادی در میان اقران خود ممتاز و متمایز و منحصر به فرد است. واقعیت هم این است که مقداری باید تلاش کنیم امام را بشناسیم. خیلی از کسانی که الآن فریاد امام شناسی سر می دهند و اتفاقا بقیه را هم به ندانستن محکوم می کنند، نمی دانند امام چند کتاب دارد و مطالبش چیست! امام شخصیتی است که باید او را از روی کتاب هایش شناخت؛ اینکه چهار جمله در در و دیوار ببینید، امام شناسی نیست. ما از جانب جهالت هایی که خودشان را حق به جانب جلوه می دهند، کم ضربه ندیده ایم.

مهمترین ویژگی اندیشه سیاسی امام آوردن چیزی به نام «رأی» به حوزه تقنین و مشروعیت بخشی به حاکمیت است

وی تأکید کرد: امام در حیطه سیاسی هم صاحب مکتب است و هم خودش او را اجرا کرده و کمتر کسی در تاریخ این توفیق را داشته است. شخصیت هایی که ایدئولوژی ها را پایه گذاری کرده اند معمولا خودشان اجرا نکرده اند اما امام خودش این سعادت را داشته که هم پایه گذاری و هم اجرا کرده است. اندیشه سیاسی امام چندین ویژگی مهم دارد که آغاز یک اندیشه سیاسی جدید است. مهمترین آنها آوردن چیزی به نام «رأی» به حوزه تقنین و مشروعیت بخشی به حکومت است. البته آیت الله نائینی پایه گذار بحثی بود، اما در انقلاب ادامه پیدا نکرده است.

اطلاق در بحث «ولایت فقیه» نسبت به احکام اولی است، نه نسبت به قانون اساسی

یادگار گرانقدر امام راحل گفت: نکته دوم اینکه فقه سیاسی و اندیشه سیاسی امام در افق ملت ها شکل گرفته است. تا قبل از آن جهان اسلام یکپارچه بوده ولی ایشان پذیرفته که ما کشوری داریم و در نظم نوینی که تعریف کرده این بحث را آورده است. عنصر جمهوریت، اسلامیت و مهمتر از همه در قالب مفهومی به عنوان «ولایت فقیه» تعریف کرده و بعدها برای این ولایت فقیه از احکام اولی اطلاق برای آن قرار داده است. اطلاق در بحث ولایت فقیه نسبت به احکام اولی است، نه نسبت به قانون اساسی؛ اصلا طرح بحثش در این است که اگر جایی یک حکم اولیه شرعی مثل اینکه مسجد را نباید خراب کرد با مصالح حکومت اسلامی در تضاد قرار گرفت، نسبت به او مطلق است. بعضا این را تسری می دهند به اینکه حتی در قانون اساسی هم مطلق است. نسبت به قانون اساسی فرض ایشان بر این است که با رأی پدید آمده است.

وی با تأکید بر اینکه امام هم یک پایه گذار مکتب و هم مجری است، تصریح کرد: آنچه که از امام در دست است به همین جهت دو دسته از قضایا است. یک دسته از قضایا تاریخی است؛ اینکه امام روز اول کجا رفت و جنگ چه شد به حیثیت اجرا بر می گردد. اما از حیث اینکه امام یک فیلسوف سیاسی و فقیه است و یک مکتب سیاسی را پایه گذاری کرده، قضایای اندیشه امام حقیقیه محسوب می شود. امام تاریخی امام دیروز است که باید از او دفاع و یا آن را تبیین کرد، اما امام صاحب مکتب، امام فردا است و ما از او آینده را می شناسیم.

احتیاج داریم هم «امام تاریخی» و هم «امام تاریخ ساز» را بشناسیم

سید حسن خمینی گفت: از امام باید آموخت اما قضایای خارجیه، تاریخِ امام و قضایای حقیقیه، اندیشه امام است. احتیاج داریم هم «امام تاریخی» و هم «امام تاریخ ساز» را بشناسیم. شما اینجا نشسته اید و می گویید سال 60 و 61 اگر به فلان اتفاق توجه می شد، انقلابیون چه قدر فرصت داشتند؟ حوادث چه قدر بوده است؟ چه میزانی از اتفاقات و هجوم ها بوده که توانشان برسد به همه چیز ملاحظه کنند؟ اگر از فضای یک اتفاق خارج شوید نمی توانید آن را درست نقل کنید. واقعا ظلم به تاریخ انقلاب این است که همه شرایط را نبینید که چه اتفاقاتی افتاده و ایراد بگیریم که آن اتفاق چه بوده است. ضمن اینکه دقت کنید که حتما دیکته ننوشته غلط ندارد. تیمی که وارد بازی فوتبال می شود اگر سه-یک ببرد قهرمان است و نمی توانید بگویید چرا یک گل خورده اید؛ شما نتیجه را ببینید.

«مردم سالاری» به معنای اینکه رأی مردم تأثیر مستقیم در مشروعیت دارد، از ارکان اندیشه امام است

وی تأکید کرد: از یک پیرمرد در کشوری که از هر سو مورد هجوم بود چه انتظاری دارید؟ بی انصافی اینجا است که امروز آن اتفاقات را از همه حوادث جدا کنید و بگویید اگر ما بودیم این کار را می کردیم. البته تاریخ برای درس آموزی است و حتما هر اتفاق تاریخی قابلیت این را دارد که آدم از آن درس بگیرید. قطعا اگر امیرالمؤمنین(ع) وارد صفین می شد جور دیگر می جنگید. اما امام شناسی در حیطه قضایای حقیقیه فردای ما را نشان می دهد. رکن توجه به اسلام از مهمترین ارکان اندیشه امام و چارچوب اجرای آن ولایت فقیه است. «مردم سالاری» به معنای اینکه رأی مردم تأثیر مستقیم در مشروعیت دارد، از ارکان اندیشه امام است. تحجرستیزی یعنی باید مراقب باشیم خودمان را با علم و قواعد روز آشنا کنیم.

اجتهاد در اندیشه امام نقد اندیشه امام نیست

یادگار امام با بیان اینکه اجتهاد در اندیشه امام نقد اندیشه امام نیست، افزود: اجتهاد در اندیشه امام یعنی ما نسبت به مبنای امام همان کاری را کنیم که امام نسبت به مبنای امام صادق(ع) می کرد. امام در مکتب امام صادق(ع) اجتهاد می کرد. یعنی روزگار را ببین و قواعد را بشناس و زمان را ببین. این امام تاریخ ساز و مبنای سیاسی امام می شود. اگر ما باشیم و امام تاریخی، هنوز باید با آل سعود در سال 67 می ماندیم. سال 70 مرحوم ابوی ما نماینده ولی فقیه در بعثه شد و بعد امیر عبدالله در تهران خدمت مقام معظم رهبری رسید، اما باز دوباره دعوا شد و روابط قطع شد! قضایای خارجیه در قالب منافع و مفاسد زمان خود تعریف می شود.

انتهای پیام/5179

  • منبع خبر : روابط عمومی ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی(س)