اینکه ما گوش بسته و دهان باز داشته باشیم، به صلاح کشور نیست!
اینکه ما گوش بسته و دهان باز داشته باشیم، به صلاح کشور نیست!
این آب و خاک، این کشور و این نظام متعلق به ماست. باید دست به دست هم دهیم تا برای نسل‌های بعد، شرایط زندگی ایده آل تر باشد. نظام هم باید به این اصل توجه کند که قدرت مشروعیت و پشتوانه این نظام، "مردم" هستند.

اینروزها ضرورت اصلاحات ساختاری در کشور بیش از پیش احساس می گردد و اینکه گفته می شود که در کشور ما در بحث قانون‌گذاری ایرادات ساختاری وحود دارد گفته بسیاری از سیاست مداران و نخبگان سیاسی کشور می باشد تا جایی که محمدرضا باهنر سیاستمدار و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین پیرامون همین موضوع گفته است ما نمی‌توانیم قانون اساسی را اصلاح کنیم و بگوییم مجلس نمی‌خواهیم، اما می‌توانیم قانون اساسی را اصلاح کنیم و بگوییم ما به جای یک مجلس، دو مجلس می‌خواهیم یا اینکه اگر ساختارهایمان مشکل داشتند ساختارهایمان را اصلاح کنیم. اگر رویکرد‌ها و عملکردهایمان اشکال داشت این مسائل را بپذیریم. البته ممکن است به آن نقطه نهایی آرمانی‌مان نرسیم، اما بعد از ۴۳ سال باید گام دوم را برداریم که تجسم آن بیانیه گام دوم حضرت آقاست و من می‌خواهم عرض کنم از حیث ساختاری می‌توان بیانیه گام دوم را به جمهوری دوم تعبیر کرد حال در همین زمینه خبرنگار پارلمانی جامعه خبری تحلیلی «بهارستان آنلاین» با جلیل رحیمی جهان آبادی نماینده مردم تربت جام و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارحی مجلس شورای اسلامی به گفتگو پرداخته است که مشروح این مصاحبه را در ادامه می خوانید:

ساختارهای سیاسی و قوانین هر کشور، معمولاً بر اساس نیاز کوتاه مدت و میان مدت شکل می گیرد. یعنی هیچ نظام سیاسی نداریم که هم ساختار نظام، هم قانون اساسی و هم قوانین مصوبه آن ابدی باشد. معمولاً بر اساس نیاز، شرایط زمانی، خواست و اراده مردم تغییر می کند.

 ما هم در این نظام متکی بر رای مردم هستیم و مشروعیت خود را از مردم می گیریم  بر اساس چیزی که در قانون اساسی هم اشاره شده است. طبیعتاً در شرایط کنونی (با توجه به تغییرات، الزامات، نیازها، مقتضیات زمانی)، تغییر در قوانین، اصلاح قانون اساسی و یا مسائل مربوط به ساختار نظام _نخست وزیری، ریاست جمهوری، داشتن یک مجلس یا داشتن دو مجلس و…_ اینها را می شود مورد بحث قرار داد و هر کجا که نیاز جامعه و کشور باشد، آن را اصلاح کرد و هیچ منعی هم وجود ندارد.

 من هم فکر می‌کنم، ما چند تغییر اساسی را نیازمندیم :
۱) اولاً در حوزه سیاست خارجی خود، نیاز به درک بهتر روابط بین الملل داریم. امروزه روابط بین الملل، بر پایه همکاری های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نیازهای متقابل شکل گرفته است. اداره کردن روابط بین‌الملل بر پایه “تضاد های ایدئولوژیک” سخت است.
جهان دو قطبی، جهان جنگ های ایدئولوژیک بین نظام شوروی سابق و آمریکا از ۱۹۹۱ به بعد تقریباً فرو پاشیده شد و اجرای سیاستهای بین المللی در فضا های ایدئولوژیک برای هر کشوری، ایجاد مشکلات می کند.
نظام ما به همان میزان که نظام اسلامی است (ساختار جمهوری و مردمی است و محتوا هم مبتنی بر اراده مردم و شرع مبین اسلام است)، ظرفیت های عظیمی دارد که در سیاست خارجی خود بر پایه عقلانیت، نیازهای مردم، خواست و اراده مردم این نگاه را تبدیل به روز کنیم.


۲) تغییر دیگری که به نظر من نیاز است، نحوه تعامل حاکمیت با مردم است. نظامی که مردمی است، این را در قالب برگزاری انتخابات، یا در قالب راهپیمایی و یا در قالب رفتار هایی که معمولاً در کشور ما مرسوم است، می توان مشروعیت یک نظام را نشان داد. اما خواست و اراده مردم باید در رفتار و در تعاملِ با مردم هم خود را نشان دهد.
اگر مردم از ما _به عنوان نماینده مجلس، دولت و هر بخشی از حاکمیت_ توقعی دارند، خواست و اراده ای دارند (چون این مردم بودند که نظام جمهوری اسلامی را ایجاد کردند)، این خواست و اراده مردم باید مورد بررسی قرار گیرد.
اینکه ما گوش بسته و دهان باز داشته باشیم، به صلاح کشور نیست! ما به همان میزان که حرف می زنیم، استراتژی تعیین می کنیم، تاکتیک تعیین می کنیم، سیاست طراحی می کنیم؛ گوشمان هم برای شنیدن حرف های مردم باید باز باشد و سیاست ها باید بر پایه اراده مردم طراحی شود. و الّا گوش بسته و دهان باز، در خاورمیانه حوادث تلخی را رقم زده. ما هم دوست نداریم به این نظام _که ذره ذره وجود ما علاقمند به آن است_خدشه ای وارد شود. وقتی به ساختار و محتوای نظام نگاه می کنیم، آن را حاصل خون ملت ایران را می‌بینیم. بیش از ۲۳۰ هزار شهید و بیش از ده‌ها هزار نفر آسیب دیده جنگ، آسیب دیده تحریم‌ها و آسیب دیده حوادث ضد انقلاب داریم.
دوست نداریم نظام خود را مورد انتقاد دشمن، مورد تهدید، مورد نقد معاندین و سلطنت طلبان و مورد تخریب آنها ببینیم.
دوست داریم این نظام، آن چنان قدرتمند باشد، آن چنان ایراد هایش کم باشد و آن چنان در دل مردم جایگاه داشته باشد که اکثریت مردم خواست و اراده خودشان را در این نظام، ساری و جاری ببینند و نیازی نباشد که اصلاً ضد انقلاب، معاند و منافق بتواند از یک اعتراض به حق مردم سوء استفاده کند.
من فکر می کنم این حرف، حرف به حقی است؛ که ما در کشور نیاز داریم به بازنگری سیاست ها، نیاز داریم به بازنگری ساختار اصلاح ها، نیاز داریم به اصلاح قوانین بر پایه دو اصل: “حفظ هویت اسلامی نظام” و “حفظ جمهوریت و مردمی بودن نظام”.
اگر در بطن این نظام، این اصلاحات را انجام دهیم و اراده مردم را ساری و جاری کنیم، این نظام متعلق به مردم است و خود مردم از این نظام حمایت، محافظت و پاسداری می‌کنند. کما اینکه در جنگ هشت ساله که عراق و بسیاری از حامیان عراق علیه ما راه انداختند و در تحریمی که غربی‌ها ظرف ۴ دهه علیه ما راه انداختند، به اتکای قدرت، مقاومت و همراهی همین مردم است که تا اکنون سرپا هستیم. و الّا ما هیچ پشتیبانی در نظام بین‌الملل نداریم.
الان هم این مورد ضرورت دارد.
نکته پایانی را عرض کنم:
نظام جمهوری اسلامی به همان میزان که باید حرف مردم را بشنود، مردم هم باید اقتضائات، ضرورت ها و مشکلات نظام جمهوری اسلامی را در نظر بگیرند. نظامی که چهل سال تحریم است، نظامی که هشت سال مورد جنگ قرار گرفته و جنگ، میلیاردها میلیارد دلار درآمد این نظام، این مملکت و این آب و خاک را بلعیده است، واقعاً مسائل و مشکلاتی داریم که مردم این را هم باید در نظر بگیرند.
بعضی وقت ها که حوادثی در کشور رخ می دهد، در تعامل با نظام به گونه‌ای رفتار کنند که این نظام متعلق به خودشان است و اگر ایرادی، عیبی، کمی و کاستی هست، به دشمن اجازه ندهند که از این ایرادها و ضعف ها سو استفاده کنند و ما را به سمت چالش های قومی، چالش های مذهبی و دو قطبی سازی کشور در موضوعات مختلف سوق دهند و این گسل ها را در کشور تبدیل به بحران کنند. به دشمن اجازه ندهند که بخواهند ما را زمین‌گیر کنند و پای میز مذاکره و میز گفت‌وگو از ما امتیاز بگیرند. چون در همین حوادث اخیر کشور، غرب دلسوز دموکراسی نیست. اگر دلش به حال دموکراسی می سوخت، رابطه اش با عربستان این نبود. اگر دلش به حال دموکراسی می سوخت، در جهان و در پرونده غرب، ده ها کودتا و دخالت نظامی وجود نداشت. بنابراین غرب، دموکراسی و حقوق بشر را لزوماً یک ابزار می بیند!
چرا این ابزار را علیه ما فعال می کند؟
چرا خود را طرفدار حقوق بشر و آزادی ها معرفی می کند؟
برای این که می خواهد به ما فشار بیاورد تا پای میز مذاکره از ما امتیاز بگیرد و امتیازی که از ما می خواهد، این است که بخش عمده‌ای از استقلال، حقوق، آزادی و جایگاه ما را در خاورمیانه فدا کند.
انتظار غرب از ما، یک کشور حرف گوش کن و کوچک است؛ مثل خیلی از کشورهای منطقه و حاضر نیست جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و جایگاه ملت ایران را به عنوان یک ملت اثرگذار در خاورمیانه بپذیرد. و الّا رفتارهای پارادوکسیکال و استانداردهای دوگانه غرب را در ایام تحریم ها (تحریم دارو، تحریم واکسن و بستن راه انتقال پول برای خرید واکسن ها) می بینید. این ها با هیچ موازین حقوق بشری سازگار نیست.
مردم هم باید به این رفتارهای پارادوکسیکال و استانداردهای دوگانه غربی ها دقت کنند. هر حرف آنها را دلسوزی و حرف درست تلقی نکنند. بر پایه تحلیل‌هایی که غربی ها می دهند، خیلی از موضوعاتی را که می شود با گفت‌وگو و از طریق تعامل با نظام حل کرد، آن را تبدیل به گسل، چالش و بحران نکنند.
این آب و خاک، این کشور و این نظام متعلق به ماست. باید دست به دست هم دهیم تا برای نسل‌های بعد، شرایط زندگی ایده آل تر باشد. نظام هم باید به این اصل توجه کند که قدرت مشروعیت و پشتوانه این نظام، “مردم” هستند.

انتهای پیام/6045

  • منبع خبر : بهارستان آنلاین