نقاشی پشت شیشه و دلایل افول آن
نقاشی پشت شیشه و دلایل افول آن
نقاشی پشت شیشه اثری ماندگار از استاد سعید رضا خان است که سالیان دراز است که به این هنر می پردازد . آثارش را در نمایشگاه های بسیار دیده و بسیار درباره آثارش شنیده ایم لذا بهارستان آنلاین برآن شد تا با گفتگو با استاد دلایل افول این اثر ماندگار را جویا شویم که در ادامه می خوانید .

بهارستان آنلاین – زمانی نه چندان دور نقاشی پشت شیشه آذین بخش خانه های پدری بود . خانه هایی که معماری و آرایه های آن برگرفته از فرهنگ غنی این سرزمین بود و بیننده را در پردیسی زمینی به گردش وا می داشت . با گذر ایام خانه های پدری تخریب شدند و به جای آنها بناهای بلند رشد کردند و سر به آسمان کشیدند. در این دوران بود که نقاشی پشت شیشه هم رو به افول و فراموشی گذاشت و نتیجه این شد که امروز نام آن را باید در کتابها جستجو کنیم. به نظر می رسد گذشته نقاشی پشت شیشه رونقی دوباره یافته و این حیات خود را مدیون هنرمندی پرشور به نام سعید رضاخان است.

استاد رضاخان از جمله هنرمندان این سبک از نقاشی که با برپایی نمایشگاه های بسیار و برگزاری کلاس و کارگاه های آموزشی جان دوباره ای را به این رشته داده است و از او به عنوان پدر معنوی نقاشی پشت شیشه یاد می کنند. بهارستان آنلاین با این هنرمند نقاش به گفت و گو پرداخته است که در ادامه می خوانید:

چه شد که نقاشی پشت شیشه وارد معماری شد؟
روح زیبایی طلب و کمال گرای ایرانیان باعث شد تا خانه های ایرانی تنها یک خانه نباشد و بهشتی زمینی را در مقابل دیدگان مردمان به تصویر بکشند . در این میان نقاشی پشت شیشه نیز در کنار گچ بری ها و آینه کاری ها وارد شد و مرغان نغمه خوان و گل های بهاری را به درون خانه های ایرانی یا به قول استاد هادی سیف ، خانه های پدری آورد.

ورود نقاشی پشت شیشه به خانه های پدری به چه زمانی باز می گردد؟
رواج گل و مرغ پشت شیشه به دوران زندیه باز می گردد. اما اوج استفاده از آن در فضای داخلی خانه ها به عنوان آرایه معماری در دوران قاجار است . در این زمان است که شما با خانه هایی روبرو می شوید که نقاشی های پشت شیشه در انها خودنمایی می کنند و خانه امام جمعه تهران نمونه ای از آنهاست .شما در این خانه با مجموعه ای بسیار زیبا از نقش های گل و مرغ ، گلدان ، ساختمانها، منظره و گرفت و گیر در پشت شیشه روبرو می شوید. گرفت و گیرها شامل شش نقش است که دو تا دوتا به یکدیگر شبیه هستند . در هر شش اثر نقش شیر مشترک است اما در دو اثر ، موجود درگیر با شیر ازدهاست. در صورتیکه در چهار نقش دیگر شیر با گاو می جنگد که حالت گاوها در دو حالت مختلف است . شما در این خانه روح زندگی را می بینید.

چه شد که این نوع کار برچیده شد؟
دلایل متعددی برای افول این هنر می توانیم در نظر بگیریم . همیشه باید یک مطلب را به یاد داشته باشیم و آن هم اینکه برای یک اتفاق ، دلایل متعددی را می توانیم در نظر بگیریم . بویژه آنکه این اتفاق در رابطه با موجودی به نام انسان باشد . در مورد سیر رو به نزول نقاشی پشت شیشه یا به عبارتی افول نقاشی پشت شیشه هم به همین صورت است . یکی از آنها سنتی بودن آموزش و اجراست .
سال های سال آموزش ما حالت سینه به سینه را داشت . پس از دوران قاجار این نوع آموزش دیگر پاسخگو نبود . زیرا استادکارهای ما هم دیگر همان استادکارهای پیشین نبودند. شما آن ظرافت و زیبایی پیشین را در کار خود نمی بینید . حالا چنین استادی می خواهد شاگرد تربیت کند. بطور یقین کار به بن بست می رسد و شما دیدید که با گذشت نسل چنین اتفاقی افتاد. همچنین پیش نرفتن با شرایط روز جامعه دلیل دیگری بر سقوط این هنر بود . هنرمندان این رشته هیچگاه نخواستند این مطلب را درک نمایند که زمان تعقیر کرده و شاید مخاطبانشان نیاز به طرح های نو و تازه ای دارند. هیچگاه به این فکر نیافتادند که ممکن است مخاطبشان تابلویی بخواهد که رنگ زمینه اش با مبلمان خانه همخوانی داشته باشد . هنرمند ما نخواست بپذیرد که سبک زندگی تعقییر کرده است. آپارتمان نشینی مرسوم شده است و دیگر خانه های بزرگ مانند قدیم ساخته نمی شوند . هنرمند ما نخواست بپذیرد که نقالی در قهوه خانه ها در حال برچیده شدن است و تلویزیون جای خیلی از تفریحات سابق را می گیرد . هنرمند ما نخواست بپذیرد که سقاخانه ها در حال تخریب هستند و هر یک از این عوامل برروی بازار نقاشی پشت شیشه تاثیر می گذارد . این سه عامل که ذکر نمودم از جمله دلایل افول نقاشی پشت شیشه بودند که البته دلایل متعدد دیگری هم وجود دارد.

می شود این سه عامل را به صورت تیتروار بفرمایید؟
۱- جنسیتی بودن آموزش و اجرا ۲٫ پیش نرفتن با شرایط روز جامعه ۳٫ تعقییر در سبک زندگی

دیگر چه عواملی در این امر دخیل بوده است ؟
عامل دیگر بسته عمل کردن برخی استادان در امر آموزش بود . برخی استادان فقط نامشان استاد بود و کارشان استادانه نبود . به همین دلیل داشته چندانی برای ارائه به شاگرد نداشتند . برخی نیز چیره دستی خاصی در کار خود داشتند ولی با این وجود شاگرد نخبه و نامداری را تحویل جامعه ندادند . حال باید دید چرا چنین اتفاقی افتاد ؟ آیا خودشان تمام داشته هایشان را به نسل های بعد انعکاس ندادند یا شاگردها قدرت پذیرش نداشتند؟ البته برخی از به اصطلاح استادها نیز به دنبال بازار گرمی بودند و نظر مساعدی در امر تربیت شاگرد نداشتند. زیرا می خواستند این هنر در انحصار خودشان باقی بماند و به این شیوه بازار گرمی می کردند . در چنین شرایطی آموزش عالی می توانست این خلاء را پر نماید که متاسفانه چنین نشد و تنها سه سال این هنر در دانشگاه الزهرا توسط مهیندخت عظیما تدریس شد و پس از ایشان مسکوت ماند . پس نداشتن جایگاه علمی و دانشگاهی ضعف دیگری بود که گریبان این هنر را گرفت . از سوی دیگر وجود دیدگاههای بسته میان هنرمندان این رشته یک عامل انزوای نقاشی پشت شیشه محسوب می شود. به این معنی که برخی افراد می خواستند تنها گل و مرغ ، تصویر گری به شیوه قاجاری که مهرعلی در آن مهارت ویژه داشت ، خیالی سازی ، شمایل نگاری و گاهی نقاشی از منظره های شهری به شیوه قدما و در نهایت خوشنویسی پشت شیشه ترویج شود. این افراد غافل بودند که برخی که هنرآموزان از چنین تفکرات و شیوه های نقاشی گریزانند و به دنبال شیوه شخصی خود هستند . همین عامل باعث شد تا عده بسیاری از این هنر گریزان شوند.

به بحث عدم وجود آموزش عالی و دانشگاهی اشاره کردید برخی این موضوع را یک تهدید برای نقاشی پشت شیشه می دانند . نظر شما چیست ؟
باید ببینیم زاویه دید این دوستان چگونه است . نظر بنده در رابطه با تحصیلات دانشگاهی بسیار مثبت می باشد زیرا باعث می شود تا سواد هنری شخص بالا برود با این وجود می تواند یک تهدید هم باشد . زیرا می تواند باعث خودباختگی فرهنگی هم بشود. همانطور که در یک دوره زمانی این اتفاق افتاد . ارتباط با فرهنگ و ورود دیدگاههای جدید در هنر توسط تحصیل کردگان از فرنگ بازگشته باعث شد تا یک نوع سنت گریزی با عنوان روشنفکری مطرح شود .با این وجود نقظه مقابل چنین رفتاری را هم داریم . گروه سقاخانه تشگیل شد و هنر غربی و به اصطلاح مدرن را ایرانیزه کرد . پس تحصیلات عالیه یک تهدید نیست . این خود باختگی فرهنگی در مقابل دیگران است که یک تهدید محسوب می شود.

نقش نهادها وسازمان های دولتی در گسترش یا افول نقاشی پشت شیشه چیست ؟
اینجا نیز با یک نقش دو سویه روبرو هستیم . اگر این سازمان ها به شیوه درست عمل کنند باعث ارتقاء و پیشرفت می شوند ولی مشکل اینجاست که طی این سالها درست کار نکرده اند و به این هنر ضربه زده اند. در گام نخست این نقاشی سازمان ها می توانستند از بسته های حمایتی برای پیشرفت این هنر استفاده کنند که نکردند . بحث بیمه با ایجاد بازار فروش و یا کمک در زمینه معرفی هنرمندان و نوع کار آنها می توانست باعث ارتقاء این هنر شود ولی متاسفانه عدم حمایت عمومی از نقاشان پشت شیشه با تزریق نکردن بسته های حمایتی عمومی دلیل دیگری بر زوال این هنر بود. البته در اینجا یک مورد دیگر هم وجود دارد و آن دیدگاه منفی برخی مسولین دولتی به نقاشی پشت شیشه است . من در این سال ها چنین افرادی را در جاهای گوناگون بسیار دیده ام. حتی برخی افراد بوده اند که بصورت کامل کاسب کارانه با این هنر برخورد کرده اند . یعنی دنبال این بودند که نقاشی پشت شیشه چه سودی برای آنها دارد تا ببینند نظرشان در این ارتباط چیست؟ این افراد بیشتر تاثیر مخرب بر روی هنر و هنرمند می گذارند و افراد تازه وارد به این عرصه را فراری می دهند . این طیف از مسئولین بیشتر به دنبال برچسب زنی و تخریب دیگران هستند تا با اینکار خودشان را مطرح نمایند.

بهترین پیشنهاد برای احیاء این هنر چیست ؟
در وجه نخست باید بگویم که این هنر احیاء شده است و در مقایسه با چند سال پیش شرایط خوبی را طی می کند اما برای رواج بیشتر آن بهترین گزینه ایجاد بازار فروش است . وقتی بازار فروش وجود داشته باشد ناخودآگاه هنرمند با صنعتگر توجیه قابل قبولی برای ادامه کار دارد و زمینه برای ارتقاء این رشته بوجود می آید . اگر کمی دقت کنید متوجه می شویم نداشتن بازار فروش به عنوان یک عامل مخرب در محدود شدن هنرمندان این رشته نقش بسیار پررنگی داشت.

چطور می شود به بازار فروش بالا دست یافت؟
نخستین قدم معرفی است . متاسفانه ما در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرده ایم و یا بهتر است بگویم که هیچ اقدامی نکرده ایم . بصورتی که یکی از دلایل افول این هنر عدم معرفی در میان توده های مختلف بوده است . به شکلی که بیشتر مردم ان را با ویترای اشتباه می گیرند . راه های گوناگونی هم برای این منظور وجود دارد . تولید مستند از زندگی هنرمندان پیشکسوتان این عرصه ، همچنین نحوه اجرای آنها یکی از شیوه های معرفی است . چاپ کتاب های گوناگون در زمینه تاریخچه این هنر ، خاطرات هنرمندان در چهارچوب تاریخ شفاهی ، شیوه های اجرای گوناگون ، معرفی آثار خاص ، معرفی هنرمندان و مواردی دیگر از این دست نیز در حوزه چاپ کتاب جا می گیرد. برگزاری نمایشگاه های انفرادی و گروهی نیز نقش بسیار پر رنگی دارد. ما بوسیله نمایشگاه های انفرادی کوچک در گوشه و کنار شهر توانسته ایم افراد زیادی را با این هنر آشنا کنیم. از طرفی نمایشگاه های گروهی باعث تبادل افکار میان هنرمندان این رشته و معرفی آن در سطح وسیع تری بین علاقمندان می شود. از تمامی این موارد مهم تر برگزاری همایش است . در این همایش ها می توانیم علاوه بر تجلیل از پیشکسوتان که باعث قدرشناسی از آنها و دلگرمی تازه کارها می شود از فضای رسانه ای بوجود آمده برای معرفی نقاشی پشت شیشه نیز استفاده کنیم. در این سال ها یک بزرگداشت از یک هنرمند این رشته که در قید حیات است صورت نگرفته است در صورتی که چنین مطلبی انرژی و هزینه جندانی ندارد . سرکار خانم مهیندخت عظیما کسی است که عمر خود را برای اعتلای این هنر خرج کرد ولی متاسفانه هیچ مراسمی برای ایشان تا این لحظه گرفته نشده است. هنرمندان جوان ما که تازه پای در این عرصه می گذارند با مشاهده چنین وضعیتی چگونه می توانند به آینده خود دلگرم باشند. زیاد از بحث اصلی دور نشویم . وقتی ها از تمام زمینه ها برای معرفی هنر و هنرمند استفاده کردیم آن زمان می توانیم از سرمایه گذاران و مجموعه داران بخواهیم تا جلو بیایند. زیرا از سرمایه گذاری در این راه ترسی ندارند . در ضمن اینجاست که عامه جامعه یا همان توده ها نیز درگیر می شوند و یک بازار برای آثار بازاری و غیر کلکسیونی ایجاد می شود. پس می بینید که معرفی صحیح و گسترده می تواند در به دست آوردن بازار فروش بالا نقش مهمی داشته باشد.

چرا مجموعه داران و سرمایه گذاران روی خوش به نقاشی پشت شیشه نشان نداده اند؟
در اینجا ذکر یک نکته لازم است . این گفته حالت صد در صد ندارد و مجموعه دارانی از جمله سرکار خانوم فربال سلحشور هستند که در این زمینه فعالیت می کنند . با این حال شکنندگی شیشه دلیلی بر این موضوع است. همانطور که در قبل اشاره کردم یک دلیل هم به عدم معرفی باز می گردد. این هم یکی دیگر از عوامل افول نقاشی پشت شیشه است که خوب دلایل خاص خود را دارد . نداشتن توجیه سرمایه گذاری هم علت دیگر است . البته در کنار این موارد ، مسائل مربوط به حراج ها و برنامه های پنهان و پشت صحنه آنها هم باید مورد توجه قرار گیرد.

برای پایان صحبت چه مطلب دیگری دارید؟
در این گفتگو دلایل گوناگون برای حاشیه قرار گرفتن نقاشی پشت شیشه مطرح شد اما مطمئن هستم که این تمام مطلب نیست و اگر کمی با تفکر به آن بنگریم موردهای بیشتری می یابیم . حالا شاید یک سئوال به وجود بیاید که این عوامل چه تاثیری به حال نقاشی پشت شیشه دارد؟ در پاسخ باید بگویم با شناخت اشکالات و نقاط ضعف راه های رونق نقاشی پشت شیشه را به دست می آوریم. حتی می توانیم این ادعا را داشته باشیم که برخی از این نقاط ضعف در میان نقاشی پشت شیشه و دیگر هنرها مشترک است و با رفع آنها در دیگر زمینه های هنری ، راه مطرح شدن آنها نیز هموار می شود.

انتهای پیام/۱۱۸

  • نویسنده : امیرحسین عصاریان