هادی منادی هدایت
هادی منادی هدایت
 شمع فروزان هدایت با تعلیم تربیت شاگردانی همچون سید عبدالعظیم حسنی (ع)توانست مسیر هدایت بندگان را نشان دهد بندگانی که فقط به واسطه امام معصوم (ع) می توانند از گمراهی نجات یابند، درود خدا بر ایشان و خاندان مطهرشان

 

ذیحجه ماه دعا و استغفار گناهان آخرین ماه قمری سال است یازدهمین روز آن به نام معصوم هدایتگرنامگذاری شد تا هدایت بندگان در گرو سفارشات و نصایح آن امام باشد.
چهارمین علی اهل البیت پابه عرصه وجود گذاشت؛ هادی آمد تا بشر را هدایتگرباشد، تا خیرو برکات در مسیر هدایت شکل گیرد این امام همام در زمان خلیفه ستمگر عباسی بنام متوکل زندگی می کرد وجود ایشان و سیرت او طاغوت را  دچار ترس و اضطراب می کرد از این رو حاکم ستمکر همواره می خواست تا با آزارو اذیت امام شخصیت دهمین امام شیعه را خدشه دار سازد. هادی آل محمد (ص) را به کاخ خود فرا خاند شبانه از درو دیوارخانه امام حمله کردند ؛  حجت خدا را که در حال رازونیاز بود با خود به کاخ متوکل اوردند متوکل عباسی در حال که سمت و بی حال بود از امام خواست تا شعری بخواند امام هر چه ممانعت کردند ولی متوکل با اصرار خود امام مجبور به خواندن شعر کرد امام (ع) که دیگر خود را در کاخ متوکل مجبور به خواندن شعر کرد امام فرمودند

باتوا علی قلل الاجبال تحرسهم‏ غلب الرجال فلم تنفعهم القلل‏
و استنزلوا بعد عز من معاقلهم‏ و اسکنوا حفرا یا بئسما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد دفنهم‏ این الاساور و التیجان و الحلل‏
این الوجوه التى کانت منعمه من دونها تضرب الاستار و الکلل‏
فافصح القبر عنهم حین ساءلهم‏ تلک الوجوه علیها الدود تقتتل‏
قد طال ما اکلوا دهرا و قد شربوا و اصبحوا الیوم بعد الاکل قد أکلوا

بر روى قله‌‏هاى بلند کوه‌ها زندگى می‌کردند و نگهبانان قوى و نیرومند و خشن از آنها نگهبانی می‌کردند، ولى نتوانستند از مرگ آنان جلوگیری نمایند.
پس از آن همه عزّت از جایگاه خود پایین آورده شدند و آنها را در گودال تنگ گور اسکان دادند، اما چه جاى بدى فرود آمدند؟
پس از دفن آنها شخصی فریاد زد: کجایند خاندان و تاج و تخت و مدال‌هاى شما؟
کجایند صورت‌هایى که در کمال نعمت به سر می‌بردند و پرده‌‏ها و زیورها بر ایشان آویخته می‌گردید؟
سپس گورستان با زبانى رسا در پاسخ گوید: کرم‌ها برای خوردن صورتشان در نبرد هستند!
روزگاری دراز چه خوب می‌خوردند و می‌آشامیدند، اما امروز خودشان خوراک موجودات دیگر شدند!
متوکل شروع به گریه کرد، به اندازه‌ای که ریش‌هایش از اشک چشمش تر شد؛ حاضران نیز به گریه افتادند. متوکل مبلغ چهار هزار دینار به امام تقدیم کرد و با احترام، ایشان را به منزلشان فرستاد.

شعر که تمام شد سکوت تمام مجلس متوکل را گرفت  هیچ صدایی دیگر نمی آمد و حاضران همه مات و مبهوت مانده بودند؛  متوکل که رنگ به چهره نداشت و به خود می لرزید از جای بلند شد و گفت هادی (علی ) را به خانه با احترام ببرید زیرا او وارث پیامبر (ص) است..
 شمع فروزان هدایت با تعلیم تربیت شاگردانی همچون سید عبدالعظیم حسنی (ع)توانست مسیر هدایت بندگان را نشان دهد بندگانی که فقط به واسطه امام معصوم (ع) می توانند از گمراهی نجات پیدا کنند درود خدا بر ایشان و خاندان مطهرشان.

  • نویسنده : مهدی خیرآبادی
  • منبع خبر : بهارستان آنلاین