کودکی معصوم  در غربت شام
کودکی معصوم  در غربت شام
مهاجران نینوا میهمان این بنا شد تا ابد خاطره ی غم انگیز آن شب برای همگان به یادگار بماند.

بهارستان آنلاین- مسلمانان همواره از واقعهٔ عاشورا محزون و غمگین بوده و خواهند بود حادثه ای که موجب شد فرشتگان آسمان اشک ماتم فرو بریزند زیرا مصائبی که بعد از این اتفاق نا گوار برای ال الله در کاروان اسیران رخ داد باعث شد که دل هر شنونده به درد آید.
به روایت مورخان در نخستین روز از ماه صفر اهل بیت امام حسین (ع)وارد شهر شام شدند شهری که امروزه دمشق نام دارد و  پایتخت کشور سوریه است. تبلیغات دستگاه بنی ٱمیه کار را به جایی رساند که در بازار این شهر سنگ کینه و دشمنی به سوی خاندان پیامبر (ص) پرتاپ شده با کمال جسارت اهل بیت (ع) از این بازار گذشتند بعد از ساعاتی که در مجلس یزید حاضر شدند خطبه های نائبه الحسین حضرت زینب کبری(س)وافشاگری های چهارمین امام معصوم (ع)باعث شد تا یزید از ادامه نقشه ی پلید خود منصرف شود.  آنگاه اهل بیت مهمان خرابه ای شدند که در کنار کاخ طاغوتی یزید قرار داشت خانه ای که مربوط به پیرزنی بود که حاضر نشد خانه خود را به دستگاه ٱموی بفروشد یزید برای اینکه بین مردم شام چهره ای مملوغ از عدالت را به نمایش بگذارد از ویران کردند این خانه صرف نظر کرده بود.  خانه به حدی خراب و فرسوده بود که هر لحظه ممکن بود دیوار های این خرابه فرو ریزد مهاجران نینوا میهمان این بنا شد تا ابد خاطره ی غم انگیز آن شب برای همگان به یادگار بماند.
در میان اسیران دختری 3ساله بود که (رقیه)نام داشت لحظه ای که یزیدصدای گریه و شیون این کودک را شنید علت را جویا شد دستور داد تا رٱس بریده پدر را در طبقی گذارده و نزد این کودک ببرند کودک مات و مبهوت مانده بود فقط از عمه سوالی‌کرد و گفت: من غذا نخواسته بودم پس چرا این طبق را آورده اند.. آسمان در مقابل چشمان مبارکش تیره و تار شد  هنگامی که سر مبارک پدر را مشاهده کرد در حالی که با او نجوا می کرد به خواب فرو رفت و برای همیشه با دستان کوچکش گره گشای جامعه بشری شد.


مهدی خیرآبادی

  • منبع خبر : بهارستان آنلاین